یادداشت های روزانه - ( ما مرد هستیم ... )

ما ""مـــرد"" هستیم!

دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!

صورتمان ته ریشى دارد!!!

گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست!

جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!!!

ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میكنیم!!!

دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی..

با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم..

 تا تو آرام شوى!!!

آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!!!

آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان را""نسنج""!!!

فقط به ما ""دلت را بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!

فقــــط با ما""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزیم

یادداشت های روزانه _ ( ثبت احوال )

یادداشت های روزانه - ( آرزوهای دست یافتنی )


اگر خدا آرزویی را در دلت انداخت

بدان توان رسیدن به آن را در تو دیده است.


یادداشت های روزانه -  آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست (کلامی از شیخ بهایی)



    آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

    اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

    اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

    اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

    اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

    اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

    اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

    اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

    و اگر نکند میگویند کافراست و بی‌دین .....!!!

    لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

    پس آنچه باشید که دوست دارید.

    شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

دوست قدیمی ( آقا یوسف عزیز )

سلام آقا یوسف .

چشم ما به جمال دست خط مبارک روشن شد .

مشتاق دیدار ، دوست قدیمی .

ننوشتین چطور باهاتون تماس بگیرم . لطف کنین توو قسمت نظرات ، تلفن یا وب یا وبلاگ یا ایمیل بدین تا ارتباط پیدا کنیم عزیز دل.

چشم به راهم .

یادداشت های  روزانه - ( مترسک )

 

 

مترسك آن قدر دست هايت را باز نكن ،

كسي تو را در آغوش نميگيرد .

ايستادگي هميشه تنهايي دارد .

یادداشت های روزانه - ( گذشته ها )


امروز باز به دام گذشته ها افتادم. كه به حق _ چه اسارت گذراي شيريني ست.

و ديدم روح تو, معناي تو, و انديشه هاي تو, براي من بسيار تازه تر از گذشته هاست.

و تازه تر نيز خواهد شد.

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

وگر دست نیازی سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است ....