یادداشت های روزانه - ( جانم )
همه میتونن اسمت رو صدا کنن، اما...
کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو میگن لذت میبری
و با تمام وجود در جوابشون دوست داری بگی
جـــــــــــــــــانم !!!!!!!!!!!!!!!!!!
همه میتونن اسمت رو صدا کنن، اما...
کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو میگن لذت میبری
و با تمام وجود در جوابشون دوست داری بگی
جـــــــــــــــــانم !!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلم گرفته از این روزها..دلم تنگ است
میان ما و رسیدن...هزار فرسنگ است
مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است
اسیر خاکم و پرواز سرنوشتم بود
فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است
چگونه سر کند این جا ترانه ی خود را ؟؟
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است
هزار چشمه ی فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجوید که روبه رو سنگ است
مرا به زاویه ی باغ عشق مهمان کن
در این هزاره فقط عشق...پاک و بی رنگ است
بدترین قسمت زنـدگی جــایــیست کـه :
نـه حـــق ِ خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی ِ فـــرامــوش کـــردن ....
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
سرما بیداد می کند . و من یک دانشجوی ساده با پالتویی رنگ رو رفته ، در یکی از بهترین شهرهای اروپا ، دارم تند و تند راه میروم تا به کلاس برسم . نوک بینی ام سرخ شده و اشکی گرم که محصول سوز ژانویه است تمام صورتم را می پیماید و با اب بینی ام مخلوط میشود .دستمالی در یکی از جیب ها پیدا می کنم و اشک و مخلفاتش را پاک می کنم و خود را به اغوش گرمای کلاس میسپارم .
استاد تند و تند حرف میزند، اما ذهن من جای دیگری است . برف شروع میشود، آنرا از پنجره کلاس میبینم و خاطرات مرا میبرد به سالهای دور کودکی .....
وقتی صبح سر را از لحاف بیرون اورده و اول به پنجره نگاه میکردیم و چه ذوقی داشت وقتی میدیدی تمام زمین و اسمان سفیدپوش است و این یعنی مدرسه بی مدرسه ...پس خودت را به خواب شیرین صبحگاهی میهمان میکردی و مواظب بودی انگشتان پاهایت بیرون از لحاف نماند و یخ بکند .....
ازصبح مرا غریبه ای می پاید
عاشق شده بر دوچشم مستم شاید
امروز دلم حقیقتی را فهمید
دیوانه ز دیوانه خوشش می آید
بیشترین قدرت در آسیب رساندن به ما ، در چنگ آن هایی است که دوستشان داریم .
**************
خودت باش ! بقیه ی نقش ها ، همه ، گرفته شده اند .
**************
آدم ها آن چیزی نیستند که در آخرین مکالمه شان با شما به چشم می آیند
بلکه ، همانی هستند که در طول رابطه ی تان شناخته اید .
*************
آدم ها « عوض می شوند » و فراموش می کنند این را به هم بگویند .
آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
و زنــدگـی
چــیزی کـــم دارد ..
شــایـد ،
یـک بـــهانـه !
که یک نـــفر
یک بار بگویـد :
دوستت دارم ..
آدم حق دارد گاهی " کم بیاورد " !
اما حق ندارد برای کسی که دوستش دارد " کم بگذارد ".
خالی شدم از کلمه ...
سلام حضرت دلبر
سلام قرص قمر
زمین ڪه لطف ندارد
از آسمان چه خبر؟
عیدتون مبارک .
با تقدیم بهترین آرزوها برا همه ی دوستای خوبم .