یادداشت های روزانه - ( جانم )

 

همه میتونن اسمت رو صدا کنن، اما...


کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو میگن لذت میبری


و با تمام وجود در جوابشون دوست داری بگی

 


جـــــــــــــــــانم !!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

اشعار آزاد - ( دلتنگ )

دلم گرفته از این روزها..دلم تنگ است

میان ما و رسیدن...هزار فرسنگ است
 

مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست

هزار عرصه برای پریدنم تنگ است
 

اسیر خاکم و پرواز سرنوشتم بود

فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است
 

چگونه سر کند این جا ترانه ی خود را ؟؟

دلی که با تپش عشق او هماهنگ است
 

هزار چشمه ی فریاد در دلم جوشید

چگونه راه بجوید که روبه رو سنگ است
 

مرا به زاویه ی باغ عشق مهمان کن
در این هزاره فقط عشق...پاک و بی رنگ است

یادداشت های روزانه - ( بدترین جای زندگی )


بدترین قسمت زنـدگی جــایــیست کـه :

نـه حـــق ِ خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی ِ فـــرامــوش کـــردن ....

یادداشت های روزانه  - ( معشوق من ... )

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

معشوق من!

کاش من و تو

دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم

تنگ در آغوش هم

خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی

گاهی تو را

گاهی مرا

تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان

به امانت می بردند

 

معشوق من!

کاش می دانستم

پشت آن جلد کهنه چه چیزی را پنهان می داری

که همواره

خواب مرا

بر می آشوبد

شاید آخر قصه را...

اشعار آزاد - ( دوستت دارم )


دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟

دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌

گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟

داستان های کوتاه - (  امروز برف می بارید )



    سرما بیداد می کند . و من یک دانشجوی ساده با پالتویی رنگ رو رفته ، در یکی از بهترین شهرهای اروپا ، دارم تند و تند راه میروم تا به کلاس برسم . نوک بینی ام سرخ شده و اشکی گرم که محصول سوز ژانویه است تمام صورتم را می پیماید و با اب بینی ام مخلوط میشود .دستمالی در یکی از جیب ها پیدا می کنم و اشک و مخلفاتش را پاک می کنم و خود را به اغوش گرمای کلاس میسپارم .
    استاد تند و تند حرف میزند، اما ذهن من  جای دیگری است . برف شروع میشود، آنرا از پنجره کلاس میبینم و خاطرات مرا میبرد به سالهای دور کودکی .....
    وقتی صبح سر را از لحاف بیرون  اورده و اول به پنجره نگاه میکردیم و چه ذوقی داشت وقتی میدیدی تمام زمین و اسمان سفیدپوش است و این یعنی مدرسه بی مدرسه ...پس خودت را به خواب شیرین صبحگاهی میهمان میکردی  و مواظب بودی انگشتان پاهایت بیرون از لحاف نماند و یخ بکند .....

ادامه نوشته

یادداشت های روزانه ...


ازصبح مرا غریبه ای می پاید

عاشق شده بر دوچشم مستم شاید

امروز دلم حقیقتی را فهمید

دیوانه ز دیوانه خوشش می آید

یادداشت های روزانه - ( چند جمله ی زیبا )


بیشترین قدرت در آسیب رساندن به ما ، در چنگ آن هایی است که دوستشان داریم .

**************

خودت باش ! بقیه ی نقش ها ، همه ، گرفته شده اند .

**************

آدم ها آن چیزی نیستند که در آخرین مکالمه شان با شما به چشم می آیند

بلکه ، همانی هستند که در طول رابطه ی تان شناخته اید .

*************

آدم ها « عوض می شوند » و فراموش می کنند این را به هم بگویند .

یادداشت های روزانه - ( بعضی دوستی ها )

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی.
این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.
این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی... دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو .
این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی ، برای جوکهای خنده دار تعریف کردن و برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز.
برای خاطره های دم دستی.
اولش هم حس خوبی به تو می دهند.
این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ ؛می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.
فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای...!!!

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بکشد.باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی آرام باشی و مقدماتش را
فراهم کنی
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک خوب نگاهش کنی ، عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی .

شعر نو - فروغ فرخزاد ( سپیده ی عشق  )



آسمان همچو صفحه ی دل من

روشن از جلوه های مهتاب است

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوش تر از خواب است.

خیره بر سایه های وحشی بید

می خزم در سکوت بستر خویش

باز دنبال نغمه ای دلخواه

می نهم سر به روی دفتر خویش

تن صد ها ترانه می رقصد

در بلور ظریف آوایم...
ادامه نوشته

داستان های کوتاه _ ( درویش و زاهد و دخترک کنار رودخانه )

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.»
درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد:
« من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

یادداشت های روزانه - ( کدام آسمان )

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

 

یادداشت های روزانه - ( جانم ! )

                   شاید خیال بود                    
یا رویایی نا تمام
مثل هیاهویی دور ...
مثل مه بودی
خواستم نزدیک تر شوم
هر دو گم شدیم ...
فرصت نشد ببینمت
بخوانمت
به نام...
یا چیزی شبیه "جانم" !
مهلت امان نداد ...
نشد که بنویسمت ...
نشد دلم...
نشد که بگویمت
دوستت ...
دوستت دارم ...

یادداشت های روزانه - (  بهانه  )

و زنــدگـی

چــیزی کـــم دارد ..

شــایـد ،

یـک بـــهانـه !

که یک نـــفر

یک بار بگویـد :

دوستت دارم ..

یادداشت های روزانه - (  برای تو  )


آدم حق دارد گاهی " کم بیاورد " !

اما حق ندارد برای کسی که دوستش دارد " کم بگذارد ".

یادداشت های روزانه - (             )


خالی شدم از کلمه ...

عیدتون مبارک .


سلام حضرت دلبر

سلام قرص قمر

زمین ڪه لطف ندارد

از آسمان چه خبر؟


عیدتون مبارک .

با تقدیم بهترین آرزوها برا همه ی دوستای خوبم .