اشعار من - ( غم مرگبار تو )
صد پاره شد دلم زغم مرگبار تو از گیسوان پر عطش و بیقرار تو
در خواب دیدمت و نگاهی چنین شگرف هرگز ندیدم از رخ همچون بهار تو
بشکن سکوت را که زبس مست مانده ام صبرم شکست از نگه سنگبار تو
گویی سپیده را شب هجران ربوده است کاینجا شبی است همچو شب سایه سار تو
آخر سکوت , اشک, و دیگر , هزار هیچ تنها دلی است پر زغم مرگبار تو
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۱ ساعت ۱۲:۴ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .