بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان
دائماً میزند از رنج سفر بر سر دریا فریاد:
اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی میداد!

سخت طوفان زده روی دریاست
ناشکیباست به دل قایق بان
شب پر از حادثه , دهشت افزاست.

بر سر ساحل هم

لیکن اندیشه کنان قایق بان
نا شکیباتر بر می شود از او فریاد:
کاش بازم ره بر خطه ی دریای گران می افتاد !