شعر نو - مهدی اخوان ثالث ( لحظه ی دیدار )
لحظه ديدار نزديك است.
باز من ديوانه ام٬ مستم٬
باز مي لرزد دلم٬ دستم٬
باز گويي در جهان ديگري هستم.
هاي!نخراشي به غفلت گو نه ام را ٬ تيغ!
هاي٬نپر يشي صفاي زلفكم را ٬ دست!
و آبرو يم را نر يزي٬دل!
لحظه ديدار نز ديك است.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ ساعت ۱۱:۰ ق.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .