اشعار آزاد ( یک نفر آمد قرارم را گرفت )
یک نفرآمد قرارم را گرفت
برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهاران بود ، حیف
باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق
با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود
آمد و دار و ندارم را گرفت
برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهاران بود ، حیف
باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق
با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود
آمد و دار و ندارم را گرفت
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ ساعت ۴:۳۲ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .