اشعار من - ( خیال )
همچون بهار در دلم آغاز می شوی وقتی میان سِحر سَحر باز می شوی
شوقی لطیف روی دلم لانه می کند وقتی غریق فتنه ی صد ناز می شوی
بر بیقراریم که تو لبخند می زنی یکپارچه چو شکر شیراز می شوی
یک دم فصول عاطفه ام سبز می شود اما چه زود عاشق پرواز می شوی
حتی خیال روی تو را باد می برد وقتی غروب می کنی و راز می شوی
وقتی طلوع می کنی از امتداد صبر همچون بهار در دلم آغاز می شوی
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۵/۰۸ ساعت ۱:۲۲ ق.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .