بپیچ در شریانم... بخوان تمام تنم را

پر از هوای جنون کن نفس نفس زدنم را...

پر از هوای جنون کن سکوت سرد لبانم

و گیسوان بلند شکن شکن شکنم را

چه میشود اگر امشب در این هوای گرسنه

حضور بوسه ی مست تو پر کند دهنم را؟

تفنگی ام که میان دو دست شوخ تو حیران

در انتظار چه هستی ؟ بکش گلن گدنم را!

تو می روی و پس از تو در این جهنم تاریک

به دست کی بسپارم بهار پیرهنم را؟

بمان که روسری ام را به بادها بسپارم

رها کنم به هوایت تمام خویشتنم را ...