یادداشت های روزانه
من برای آن روزها می نویسم
روزی که من و تو نیستیم
اما هنوز هم قصه ی مادر بزرگ ها اینگونه آغاز می شود :
یکی بود یکی نبود ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۲/۰۹ ساعت ۱۱:۱۵ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
من برای آن روزها می نویسم
روزی که من و تو نیستیم
اما هنوز هم قصه ی مادر بزرگ ها اینگونه آغاز می شود :
یکی بود یکی نبود ...
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .