اشعار من - ( قلب ها دربند )
صدایت می کنم آهنگ بارش در میان باد
ای رویای پنهان
کز طلوع خنده هایت خانه ام آباد
صدایت می کنم ای روز آزادی
میان روز های انتشار قصه های « قلب ها در بند »
نگاهم کن تو ای شوق پریدن در رگ تردید و بر این قصه ها , دربند.
صدایت می کنم
قصد سفر را از دلت بردار
اینجا
شعله های مرگ ,
اندوه و دلی بر « دار ».
صدایم کن
برایت یک سبد از خوشه های عشق آوردم
و یک دسته گل از باغ شقایق های دل برباد
صدایم کن
تو ای زیباترین امید ای زیباترین فریاد .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۸ ساعت ۳:۲۵ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .