صدایت می کنم آهنگ بارش در میان باد

ای رویای پنهان

کز طلوع خنده هایت خانه ام آباد

صدایت می کنم ای روز آزادی

میان روز های انتشار قصه های « قلب ها در بند »

نگاهم کن تو ای شوق پریدن در رگ تردید و بر این قصه ها , دربند.

صدایت می کنم

قصد سفر را از دلت بردار

اینجا

شعله های مرگ ,

اندوه و دلی بر « دار ».

صدایم کن

برایت یک سبد از خوشه های عشق آوردم

و یک دسته گل از باغ شقایق های دل برباد

صدایم کن

تو ای زیباترین امید ای زیباترین فریاد .