اشعار آزاد - ( سلام )

سلامم را تو پاسخگوی
در
بگشا
نه
با سردی
نه
با گرمی
من
هستم ، من
رفیق
سال های کودکی هایت
رفیق
سال های بی غم بدرود
رفیق
سال هایی که غمی دل را نمیفرسود
ولی
اکنون
اگر
بینی که رنجور و پریشانم
اگر
بینی که نالانم
ز
شهری خسته میآیم
نه
بر مرکب
که
پای بسته می آیم
ترا
سنگ صبور خویش میخواهم
تکلّف
کم نما - جانا
ترا
درویش میخواهم
نه
لب خندان ودل بی درد
ترا
مثل خودم دل ریش میخواهم
ترا
سنگ صبور خویش میخواهم
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۶ ساعت ۲:۲۱ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|


در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .