اشعار آزاد - ( برای تو )
کجای این جنگل شب ، پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت ، پر میکشی چکاوکم
چرا به من شک میکنی ، من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو وُ سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم ، نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز ، پنهون کنم هق هقمو
گریه نمیکنم نرو ، آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون ، بغض نمیکنم ببین
سفر نکن خورشیدکم ، ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه ، راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه
بری تو وُ مرگ من از رفتن تو سر برسه
گریه نمیکنم نرو ، آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون، بغض نمیکنم ببین
نوازشم کن و ببین ، عشق میریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه هام
اگرچه من به چشم تو کمم ، قدیمیام ، گمم
آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم
گریه نمیکنم نرو ، آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون ، بغض نمیکنم ببین
پشت کدوم سد سکوت ، پر میکشی چکاوکم
چرا به من شک میکنی ، من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو وُ سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم ، نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز ، پنهون کنم هق هقمو
گریه نمیکنم نرو ، آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون ، بغض نمیکنم ببین
سفر نکن خورشیدکم ، ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه ، راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه
بری تو وُ مرگ من از رفتن تو سر برسه
گریه نمیکنم نرو ، آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون، بغض نمیکنم ببین
نوازشم کن و ببین ، عشق میریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه هام
اگرچه من به چشم تو کمم ، قدیمیام ، گمم
آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم
گریه نمیکنم نرو ، آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون ، بغض نمیکنم ببین
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ ساعت ۱:۴۳ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .