اشعار آزاد - ( رویای دور )
با شوق اينکه عاشق و عاشق ترم کني
شکل غزل شدم که شبي از برم کني
يا نه،شبيه غنچه ی سرخی به اين اميد
تا روزگار عاشقيت پر پرم کني
من مثل آيينه به تو سوگند ميخورم
حتي اگر قفس شوی و بي پرم کني
پشت تمام فاصله ها دوست دارمت
تا هم صداي اين شب بی باورم کني
حالا منم و حسرت يک آرزوي دور
يک آرزو...همين که فقط باورم کنی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۹ ساعت ۱۲:۵۳ ق.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .