اشعار آزاد - ( خواب تو )
مثل دیوار یک ندامتگاه ؛ من پر از شعرهای غمگینم
پرم از شهوت نخی سیگار ، من پر از ابرهای سنگینم
یک دو پیکی بیا به هم بزنیم ؛ این شب سرد را ورق بزنیم
طعم گیلاس می دهد لبهات نکند باز خواب می بینم ؟
مثل فانوس روشنی چشمت ، شب این خسته را عقب زده است
نوبت رقص لا ابالی توست ؛ تو بگو من چگونه بنشینم ؟
تو در این چشمها غزل داری ، دو پیاله پر از عسل داری
من چه حد عاشق توام با تو که چنین با قوام و شیرینم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۳/۰۹ ساعت ۲:۵ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .