یادداشت های روزانه - ( بی جایی )
در رویاهایت جایی برایم باز کن ،
جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ،
خسته شدم از بی جایی !
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۹/۰۵ ساعت ۱۲:۴۸ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در رویاهایت جایی برایم باز کن ،
جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ،
خسته شدم از بی جایی !
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .