یادداشت های روزانه - ( بی معرفت ... )
مــــی آیی ....
یـــادگــــاری می نـویسی ،می روی .
بـــــی معــــرفت! نمیـــــدانی ایـــن دل، دیــــوار هـم کـــه باشــــد ،
بـــا ایـــن همــــه خــــراش ، ویـــــران می شــــود.!!!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ ساعت ۴:۰ ب.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .