اشعار آزاد - ( پای کشیدیم ... )
ما چون ز دري پاي كشيديم، كشيديم
اميد ز هر كس كه بريديم، بريديم
دل نيست كبوتر كه چو برخاست نشيند
از گوشه باغي كه پريديم، پريديم
رم دادن صيد خود از آغاز غلط بود
حالا كه رماندي و رميديم، رميديم...
اميد ز هر كس كه بريديم، بريديم
دل نيست كبوتر كه چو برخاست نشيند
از گوشه باغي كه پريديم، پريديم
رم دادن صيد خود از آغاز غلط بود
حالا كه رماندي و رميديم، رميديم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۱۳ ساعت ۸:۰ ق.ظ توسط جمال الدین بخشنده
|
در مهربانی همچون ( باران ) باش که در ترنمش ,گیاه سبز و علف خشک یکیست .